دوستی برایم کامنت گذاشته و سوال زیبایی رو مطرح کرده بود
چه تفاوتی است بین سلمان و ابوذر ؟
ابوذر!
یک بادیه نشین ابتدایی در صحرای ربذه ...
و بی سواد ی که ادعا می کند که قبل از دیدن پیامبر : نماز " می خوانده!!!!!!( ابوذر دکتر شریعتی مجموعه آثار)
تلقی ابوذر از اسلام یک تلقی کاملا ابتدایی از برداشت خودش از آزادگی و شرافت انسانی است و همین تلقی اون رو پرچمدار مبارزه با سرمایه داری نوظهور " معاویه ای "میکند اندیشه ای که معتقد است" هر کس بنایی از خشت های طلا و نقره بسازد به شرط پرداخت زکات و .... آزاد است ( فتوایی که کعب الحبار برای تطهیر معاویه داده است)..
خشمناک با استخوان شتر به دربار معاویه رفته و بر سر کعب الحبار می کوبد و فریاد می زند"ای یهودی زاده تو اسلام ما را به ما می آموزی ؟"
و اما سلمان یک شاهزاده روشنفکر ایرانی است که با تحلیل مبتنی بر شناخت و جهان بینی خود به این نتیجه می رسد که تنها راه نجات انسان از یوق و بند های دست ساخته استبداد می تواند اندیشه و ایدئو لوژی نو ظهور و نجاتبخش حضرت محمد (ص) باشد لذا با هجرت به نزد پیامبر آمده و عاشقانه در راه او خدمت می کند!
بنا براین هیچ سنخیتی از زاویه دید این دو سرباز تاریخی اسلام با هم وجود ندارد اما مقصد نهایی هر دو به یک مقصود منتهی می گردد!
سوال مهم دیگری نیز به این بهانه مطرح شده و اینکه آیا می توان در برداشت خود از مبانی اسلام اعمال سلیقه کرد ؟
به یقین در اصول نمی شود امااین مهم نمی تواند مانع ورود هر مسلمان به مبانی و کنکاش از آن تلقی گردد که دین مبین اسلام برای هرگونه تجسس و پژوهش در باور های مذهبی و اعتقادی با آغوش باز نگریسته و همواره از آن استقبال کرده است.
هیچ اکراهی در پذیرفتن دین نیست مگر با تجسس و پژوهش و رسیدن به باور قلبی و ایمانی !
من معتقدم زیباترین مثال که به آسانی می توان از آن به جواب رسید شعر موسی و شبان است آنجایی که شبان برای خداوند درخواست میکند که :
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چاروقت دوزم کنم شانه سرت
وقت خواب آیم بروبم جایتک
و ......
و در پی اعتراض حضرت موسی ( ص) به شبان خداوند در مقام دفاع از چوپان بر آمده و می فرمایید :
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی !
دین ما با شکوه تر از آن است که ما نگران بر داشت های مختلف کسانی باشیم که برای رهایی انسان ها بر مبنای سلیقه ی خود می خواهند از آن استمداد جسته و قدمی برای نجات و رهایی خود و همنوعان خود بردارند!
و یقین بدانیم اگر مبنا خدمت به انسان باشد هیچ اتفاقی برای اسلام و مسلمانان نخواهد افتاد.
درست به همین دلیل است که آیت طالقانی 30 سال پیش در نماز جمعه گفته بود:
هر انقلابی علیه استبداد و استثمار و استعمار انقلابی است اسلامی !
+ نوشته شده توسط یولداش در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت
12:32 |