![]() |
![]() |
|
|
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
این شعاری بود که دهه ۵۰ تا ۶۰ همه کسانی که آرمان خواه بودند و دلشون برای رهایی و آزادی و عدالت می تپید سر لوحه همه ایام نوروزشان می شد . امروز وقتی باز اون رو تکرار می کنم دلم می لرزد .... راستی طی این سالها چه اتفاقی افتاد که پاک ترین و آرمانی ترین آمال و آرزو های مردم این مرز و بوم این چنین تغییر کرد ؟ من در همین چهار دیواری خودم و در بین پسرانم همواره متهم به آرمان خواهی و ایده آلیستی هستم ... چی شده که پس از کمتر از ۲۵ سال تمامی اهداف مقدس ملت مان به یکباره تبدیل به "دم گزینی و "لحظه بینی" شده ؟......... ما همه ساله در لحظه سال تحویل از خدا می خواهیم که احوال ما را به بهترین احوال متحول کنه ... راستی این بهترین احوال رو کی باید برای این نسل تعبیر کنه ؟ به چه زبانی ؟ با چه اهدافی ؟ برای همه کسانی که دلشان برای آزادگی و آزادی می تپه آرزوی به بروزی و به ورزی دارم ! دلتون هموراه زنده و امیدتان همواره پاینده ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 18:23 توسط ناصر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
هجده سال بیشتر نداشتم (زمستان سال 56 ) که از طریق خواهرم کتابی به دستم رسید و این کتاب بنیان های اعتقادی ام را بهم ریخت !
پدر مادر ما متهمیم ! خروارها آوار بجا مانده از باور های سنتی که بر دوشم سنگینی می کرد با جادوی کلام دکتر شریعتی فرو ریخت ! آتشی در جانم شعله ور شد که هنوز پس از گذشت سی و اندی سال التهاب آن تمام وجودم را به دانستن فرا می خواند ! ادعایی ندارم ! دین خود را به معلم همیشگی ام ادا می کنم ! آنان که رفتند کاری حسینی کردند ! آنان که ماندند بایدکاری زینبی کنند ! وگر نه یزیدی اند ! ..... |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آهوی وحشی تقدسی فریاد بی صدا دلبر زنانه سوالات نا تمام من سایت رسمی دکتر شریعتی بوی خاک هبوط در تنهایی شریعتی اکبر منتجبی امیر فریاد های خاموش تو را می سپارم به مینای مهتاب خاکستان |
|
RSS
|