تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هجده سال بیشتر نداشتم (زمستان سال 56 ) که از طریق خواهرم کتابی به دستم رسید و این کتاب بنیان های اعتقادی ام را بهم ریخت !
پدر مادر ما متهمیم !
خروارها آوار بجا مانده از باور های سنتی که بر دوشم سنگینی می کرد با جادوی کلام دکتر شریعتی فرو ریخت !
آتشی در جانم شعله ور شد که هنوز پس از گذشت سی و اندی سال التهاب آن تمام وجودم را به دانستن فرا می خواند !
ادعایی ندارم !
دین خود را به معلم همیشگی ام ادا می کنم !
آنان که رفتند کاری حسینی کردند !
آنان که ماندند بایدکاری زینبی کنند !
وگر نه یزیدی اند ! .....

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان